لیست شاعران
مجموعه اشعار عاشقانه اجتماعی

زندگانی بلوغ بی یاری است


زندگانی بلوغ بی یاری است

رفته رفته غریب خواهی شد

 

محمد سهرابی



رشکی آن روز که می‌رفت ز دنیا میگفت


رشکی آن روز که می‌رفت ز دنیا می‌گفت:

ای فلک یار مرا یار که خواهی کردن ؟

 

رشکی همدانی



گویند که یار دگری جوی و ندانند


گویند که یار دگری جوی و ندانند

بایست که قلب دگری داشته باشم

 

عماد خراسانی



گهی وصال و گهی هجر یار میکشدم


گهی وصال و گهی هجر یار می‌کشدم

به هر طریق غم روزگار می‌کشدم

 

نصیب اصفهانی



مپرس از چه چنین سر به میله میزنم امشب


مپرس از چه چنین سر به میله می‌زنم امشب

به مرغ خانگی از کار بال و پر چه توان گفت ؟

 

حسین جنتی



بستر آرام پروانه است خواب روز شمع


بستر آرام پروانه است خواب روز شمع

وای بر آن کس که بیدار است دائم یار او

 

صائب تبریزی



شکر خوش است ولیکن حلاوتش تو ندانی


شکر خوش است ولیکن حلاوتش تو ندانی

من این معامله دانم که طعم صبر چشیدم

 

سعدی



در این زمان که خمارم مطیع من میباش


در این زمان که خمارم مطیع من می‌باش

چو مست گشتم از آن پس در اختیار توام

 

مولوی



آه اگر دامن پاک تو نیارند به دست


آه اگر دامن پاک تو نیارند به دست

خستگانی که دریدند گریبانی چند

 

فروغی بسطامی



بالابلند عشوه گر نقش باز من


بالابلند عشوه‌گر نقش‌باز من

کوتاه کرد قصه‌ی زهد دراز من

 

حافظ



خموش و گوشه نشینم مگر نگاه تو‌ام


خموش و گوشه‌نشینم، مگر نگاه تو‌ام

لطیف و دورگریزی، مگر خیال منی

 

سیمین بهبهانی



آن کس که خریدم به دو عالم او را


آن کس که خریدم به دو عالم او را

صد حیف که عاقبت به هیچم بفروخت

 

محمد صوفی مازندرانی



جهان گل کرده یکتایی اوست


جهان گل‌کرده‌ی یکتایی اوست

ندارد شخص تنها جز خیالات

 

بیدل دهلوی



در گردن هزار تمنا فکنده ای


در گردن هزار تمنا فکنده‌ای

ای شیخ شهر، دست ز دنیا کشیده را

 

کلیم کاشانی



کنون کز رعشه پیری به جامم می نمی ماند


کنون کز رعشه‌ی پیری به جامم می نمی‌ماند

چه حاصل گر دهد دوران، شراب کامرانی را؟

 

کلیم کاشانی