لیست شاعران
مجموعه اشعار عاشقانه اجتماعی

مخور ای شمع از هستی فریب مجلس آرایی


مخور ای شمع از هستی فریب مجلس آرایی

که یک گردن نمی‌ارزد به چندین سر بریدن‌ها

 

بیدل دهلوی



آگاهی ام از هر دو جهان وحشت داد


آگاهی‌ام از هر دو جهان وحشت داد

تا بال نداشتم، قفس تنگ نبود

 

بیدل دهلوی



ای فراموشی کجایی تا به فریادم رسی


ای فراموشی ! کجایی تا به فریادم رسی ؟

باز احوال دل غم پرورم آمد به یاد

 

بیدل دهلوی



هر جزوم از شکسته دلی موج میزند


هر جزوم از شکسته دلی موج می‌زند

من شیشه ریزه‌ام، حذر از پایمالی‌ام

 

بیدل دهلوی



رهایی نیست روشن طینتان را از سیه بختی


رهایی نیست روشن طینتان را از سیه بختی

که نور و سایه را نتوان به تیغ از هم جدا کردن

 

بیدل دهلوی



ذوق راحت چقدر دشمن آگاهی ماست


ذوق راحت چقدر دشمن آگاهی ماست

خواب گردید نگه تا مژه پیوست به هم

 

بیدل دهلوی



ندانم با که میباید درین ویرانه جوشیدن


ندانم با که می‌باید در این ویرانه جوشیدن

به هر محفل که ره بردم چو شمعم سوخت تنهایی

 

بیدل دهلوی



به هیچ آهنگ عرض مدعا صورت نمی بندد


به هیچ آهنگ عرض مدعا صورت نمی‌بندد

چو مضمون بلند افتاده‌ام در خاطر لالی

 

بیدل دهلوی



چیزی از خود هر قدم زیر قدم گم میکنم


چیزی از خود هر قدم زیر قدم گم می‌کنم

رفته رفته هر چه دارم چون قلم گم می‌کنم

 

بیدل دهلوی



فلک عمریست دور از دوستان میداردم بیدل


فلک عمری است دور از دوستان می‌داردم بیدل

به روی صفحه‌ی آفاق بیت فرد را مانم

 

بیدل دهلوی



کم و بیش آنچه کسی داشت رها کرد و گذشت


کم و بیش آنچه کسی داشت رها کرد و گذشت

فرض کردیم کز این داشته ما هم داریم

 

بیدل دهلوی



نیم چو ماه نو از آفت کمال ایمن


نیم چو ماه نو از آفت کمال ایمن

همان به کاستنم می‌برد فزودن‌ها

 

بیدل دهلوی



حسرت زلف توام بود شکستم دادند


حسرت زلف توام بود شکستم دادند

وصل می‌خواستم آیینه به دستم دادند

 

بیدل دهلوی



گوش مروتی کو کز ما نظر نپوشد


گوش مروتی کو کز ما نظر نپوشد

دست غریق یعنی فریاد بی‌صداییم

 

بیدل دهلوی



هیچ کس بر شمع از آتش زدن رحمی نکرد


هیچ کس بر شمع از آتش زدن رحمی نکرد

از ازل بر حال ما می‌گرید استعداد ما

 

بیدل دهلوی