لیست شاعران
مجموعه اشعار عاشقانه اجتماعی

گفتند آن خمیده که دیدیم بید بود


گفتند: آن خمیده که دیدیم بید بود

غافل که او شکسته‌ی سروی رشید بود

 

تسخر نزن به عورت عریان باغ من

پاییز بی نجابت و توفان شدید بود

 

دردا که گوی بازی آن روزهایتان

آن سر که دشمنم ز رفیقم برید بود

 

دردا که آن یگانه شهیدی که داشتید

از بین کشته‌های سپاه یزید بود

 

و آن آرمان پاک و بلندی که داشتم

در چشم روزگار شما ناپدید بود

 

«حتی به عشق هم دگر آن اعتماد نیست»

این حرف تلخ از آن لب شیرین بعید بود

 

محمد رضا طاهری




22 سپتامبر 2016