لیست شاعران
مجموعه اشعار عاشقانه اجتماعی

مرا به سوی تو بال و پر دگر گردد


مرا به سوی تو بال و پر دگر گردد

ز اشتیاق تو هر جامه‌ای که پاره کنم

 

صائب تبریزی



نماند در نظر از جوش اشک جای نگاه


نماند در نظر از جوش اشک جای نگاه

مگر ز رخنه‌ی دل یار را نظاره کنم

 

صائب تبریزی



بی توکل وادی امکان سراسر چاه بود


بی توکل وادی امکان سراسر چاه بود

راه شد هموار تا دست از عصا برداشتیم

 

صائب تبریزی



پشه با شب زنده داری خون مردم میخورد


پشه با شب زنده‌داری خون مردم می‌خورد

زینهار از زاهد شب زنده‌دار اندیشه کن

 

صائب تبریزی



بی ابر مشکل است تماشای آفتاب


بی ابر مشکل است تماشای آفتاب

صائب نظاره‌ی رخ او در حجاب کن

 

صائب تبریزی



بر خاطر لطیف بزرگان مشو گران


بر خاطر لطیف بزرگان مشو گران

لنگر در این محطی به قدر حساب کن

 

صائب تبریزی



ز تیره روزی اهل سخن بود روشن


ز تیره روزی اهل سخن بود روشن

که نیست آب حیاتی به غیر آب سخن

 

صائب تبریزی



دل ربایانه دگر بر سر ناز آمده ای


دل‌ربایانه دگر بر سر ناز آمده‌ای

از دل ما چه به جا مانده که باز آمده‌ای ؟

 

صائب تبریزی



چو ماه عید به انگشت مینمایندش


چو ماه عید به انگشت می‌نمایندش

اگر به خنده لبی در جهان گشاده شود

 

صائب تبریزی



نچیده گل ز طرب خرج روزگار شدم


نچیده گل ز طرب خرج روزگار شدم

چو غنچه‌ای که به فصل خزان گشاده شود

 

صائب تبریزی



گرد کدورت از دل بیرحم گلرخان


گرد کدورت از دل بی‌رحم گل‌رخان

بی بال و پر فشانی بسمل نمی‌رود

 

صائب تبریزی



پشت من گرم به خورشید قیامت نشود


پشت من گرم به خورشید قیامت نشود

بس که دل‌سرد از اوضاع جهانم کردند

 

صائب تبریزی



هر پریشان نظری قابل حیرانی نیست


هر پریشان‌نظری قابل حیرانی نیست

همه تن چشم شدم تا نگرانم کردند

 

صائب تبریزی



همت مردانه میخواهد گذشتن از جهان


همت مردانه می‌خواهد گذشتن از جهان

یوسفی باید که بازار زلیخا بشکند

 

صائب تبریزی



از شکست آرزو هر لحظه دل را ماتمی است


از شکست آرزو هر لحظه دل را ماتمی است

عشق کو کاین شیشه‌ها را جمله یکجا بشکند

 

صائب تبریزی