لیست شاعران
مجموعه اشعار عاشقانه اجتماعی

جواب تلخ چه داری ؟ بگوی و باک مدار


جواب تلخ چه داری ؟ بگوی و باک مدار

که شهد محض بود چون تو بر دهان آری

 

سعدی



عاشق گریختن نتواند که دست شوق


عاشق گریختن نتواند که دست شوق

هر جا که می‌رود متعلق به دامن است

 

سعدی



برو ای سپر ز پیشم که به جان رسید پیکان


برو ای سپر ز پیشم که به جان رسید پیکان

بگذار تا ببینم که که می‌زند به تیرم

 

سعدی



آن را که بصارت نبود یوسف صدیق


آن را که بصارت نبود، یوسف صدیق

جایی بفروشد که خریدار نباشد

 

سعدی



من نه آن صورت پرستم کز تمنای تو مستم


من نه آن صورت پرستم کز تمنای تو مستم

هوش من دانی که برده است؟ آن که صورت می‌نگارد

 

سعدی



چه ذوق از ذکر پیدا آید آن را


چه ذوق از ذکر پیدا آید آن را

که پنهان شوق مذکوری ندارد

 

سعدی



گوهر قیمتی از کام نهنگان آرند


گوهر قیمتی از کام نهنگان آرند

آن که او را غم جان است به دریا نرود

 

سعدی



بازآ که در فراق تو چشم امیدوار


بازآ که در فراق تو چشم امیدوار

چون گوش روزه‌دار بر الله اکبر است

 

سعدی



هر کسی را سر چیزی و تمنای کسی است


هر کسی را سر چیزی و تمنای کسی است

ما به غیر از تو نداریم تمنای دگر

 

سعدی



سخن ها دارم از دست تو بر دل


سخن‌ها دارم از دست تو بر دل

ولیکن در حضورت بی‌زبانم

 

سعدی



هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد


هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد

بی‌گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد

 

سعدی



به مقتضای زمان اقتصار کن سعدی


به مقتضای زمان اقتصار کن سعدی

که آن چه غایت جهد تو بود کوشیدی

 

سعدی



نفس آرزو کند که تو لب بر لبش نهی


نفس آرزو کند که تو لب بر لبش نهی

بعد از هزار سال که خاکش سبو بود

 

سعدی