لیست شاعران
مجموعه اشعار عاشقانه اجتماعی

درخت گفت که این زخم ها که بر کمرم هست


درخت گفت که این زخم‌ها که بر کمرم هست

ز نسبتی است که با دار و دسته‌ی تبرم هست

 

مرا به کنده بدل کرد و فکر کرد تمام است

هنوز ریشه به خاک اندر است و بیشترم هست

 

کم از درختم و شرم آیدم ز خویش و خموشم

که باز با همه آزادگی غم ثمرم هست

 

کدام ابله یاقوت سرخ بر سر در بست ؟!

چه جای داغ به پیشانی است تا جگرم هست ؟!

 

به روز حشر چو با یک کفن ز خاک در آیم

چه سود می‌برم از زخم‌ها که بر سپرم هست

 

مگیر آینه را پیش روی من که در این شهر

ز نام کوچک خود شرم می‌کنم که سرم هست !

 

حسین جنتی




30 جولای 2015
مرتبط با: ، ، ،